دل آرا بهار زندگی
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

از روزی که دختر مامان موهاشو کوتاه کرده همش داره قر وفر میده و مادرجون و داییها هم کلی قربون صدقه میرن هیچی نیست که خدا نکنه من بخوام بعد عمری کمی به موهام برسم خانم میره تو اتاقشو کلی گریه میکنهگریه  و با هزار خواهش و ناز خریدنها به این وروجک حالا خانم میگه من ناراحتیم از کوتاهی موهام که نیست تازه خیلی هم دوست دارم من ناراحتم که تو چرا موهات داره بلند میشهتعجبواقعا راست میگن که دختر ها هوو مامان ها هستن چشمک

از روز شنبه درگیر مراسم اولین سالگرد پدر بزرگم هستیم تا روز 5 شنبه که مراسم داریم به خاطر همین دیر تر آپ شدملبخند

امروز قراره این خانمی روز ببریم به مزون مدرسه که براش مانتو شلوارشو بدوزن که ای خدا من چقدر خوشحالم و هنوزم باورم نمیشه که این دل آرای من با این  وروجک بازی هاش داره میره مدرسهبغل

روز 5 شنبه هم کنسرت آموزشگاه موسیقیه و من که نمیتونم ببرمش حالا اگه بشه با بابا محمد بره خیلی عالی میشه چون من که درگیرمسبز

 روز ٣ شنبه هم که رفتیم سینما فیلم پسر تهرونی بد نبود خوب هم نبود ولی خوب دل آرا که خیلی دوست داشت بریم رفتیملبخند

[ ۱۳۸۸/٤/۳٠ ] [ ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]

سلام به دوستهای مهربونم و ممنون از همه بابت تبریک تولد دخملی که هر کامنتی که گذاشتید رو براش خوندم و کلی ذوق زده میشد ماچ بازم مرسی از همهبغل

دختر مامان هر روز داره کارهاش عاقلانه تر و در عین حال با احساس بیشتری انجام میده لبخند و این نشونه بزرگ شدنشه و منم از داشتن چنین عزیزی همیشه از خدای خودم تشکر میکنم بغل

این هفته هم مادر بزرگم از دست این گچ و شکستگی پا هم راحت شد و با دخملی هم رفتیم عیادتش و خدا رو شکر که حالش بهتره  و دل آرا جون با دیدن مادربزگم کلی اونو بوسید و مثل یه دختر مامانی کارهای بامزه و شیطنتهای و کلی هم آتیش سوزوند و به محض اینکه کسی بهش میگفت دل آرا بیا یکی ببوسمت میگفت نه بابا بوس تموم شدچشمک

روز شنبه هم با دایی و مادر جون دخملی روبردیم پارک و کلی شادمانی کرد و قرار گذاشته با دایی پیمان که دایی از این ببعد به دخملی بگه خواهر کوچولو چون به قول خودش ما با هم خیلی دوستیمتعجب لبخند

اعتماد به نفس خوبی هم داره از روزی که موهاشو هم کوتاه کرده راه به راه میره و خودشو تو آینه میبینه و زودی میاد و میگه وای من چقدر جذاب شدماز خود راضی 

 

 پله خاطره ها عکس امسال  قلب

قلب

[ ۱۳۸۸/٤/٢۱ ] [ ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]

بغلروز پدر به همه باباهای مهربون و عزیز مبارکماچ

این هفته هم که قرار بود تولد دخملی رو بگیریم و خدا روشکر همه چی با برنامه ریزی کرده بودیم پیش رفت و به بچه ها هم خوش گذشت و با بودن عمه های مهربون دل آرا و آرتا جون و نسیمه جون این جشنمون زیباتر شدلبخندتقریبا همه بچه ها هم اومدن و کلی آتیش سوزوندن و ما هم میشه گفت جشن پایان مهد کودک و برای این دخمل وروجک گرفتیمماچ

کارت دعوت به تولد دخملی لبخند

دخملی مامان ماچ

             دل آرا و مادر جونلبخند

دل آرا و آرتا جون و کیانا فرشته کوچولوفرشته

عزیزهای دل منقلب

دل آرا جون و امیرپارسا لبخند

چه رقصی میکنن این دخملیها بغل

از راست : امیرپارسا.آرنوشا.کیارش.علی . محمدحسین (بالا).نیکو .کیانا. ترگل.صنم . آرتا . سارابغل

دل آرا جون و کیانا ی عزیزما ماچ

پ.ن: در پی گرمایی بودن دخملی مامان و بعد از تولد  میخواستم  بابا محمد  رو راضی کنم و بالاخره موفق به کوتاه کردن موهای دخملی شدیم و  اینم یه عکس از دخملی.

 

[ ۱۳۸۸/٤/۱٥ ] [ ٢:٥٢ ‎ب.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

من دل آرا عشق و دلبر مامان پریسا و بابایی مهربونم هستم و 8تیر سال 1383 ساعت 14:35 بیمارستان مهرگان بدنیا اومدم و از خانم دکتر سمیعی هم که خیلی دوستش دارم تشکر میکنم.
امکانات وب