دل آرا بهار زندگی
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

بالاخره دخملی مامان با 130 روز تعطیلی به خونه اومد و هنوز نرسیده مامان حوصلم سر رفته آخولی با برنامه ریزی که براش کردیم مطمئنا تا آخر تابستون خیلی هم وقتش پر میشه و خودش هم شاد میشه لبخندروز شنبه براشون جشن گرفتن و خیلی هم بهشون خوش گذشت و با دادن پایان نامه پیش دبستانی سال تحصیلی رو به اتمام رسوندنماچ

قربون عکس قشنگت دختر مهربونم ماچ


[ ۱۳۸٩/٢/٢٧ ] [ ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]

بالاخره بعد ٢ ماه دل آرا خانم اولین دندون مرواریدیش افتاد و کلی هم شادمان شد اونم به این دلیل که امروز باید شکلات می برد و جشن می گرفت و صبح برای  همین موضوع زودتر بیدار شد و کلی آتیش سوزوند و رقص تمرین می کرد که به قول خودش باید تو کلاس بچه هایی که دندونشون می افته  برقصن کم میاره{#emotions_dlg.e1}

......................................................................................................................

هفته قبل ١٢ اردیبهشت روز آشنایی من و بابا محمد بود و یه جشن سه نفره با هم گرفتیم و طبق معمول دل آرا خانم شادی ما رو مضاعف کرد و شب خوبی بود{#emotions_dlg.e11}

......................................................................................................................

عمه مهین جونم تولدت مبارک {#emotions_dlg.e38}

روز ١۴ اردیبهشت تولد عمه مهربون دل آرا جونه و آرزوی سلامتی و خوشبختی رو براش میکنیم {#emotions_dlg.e11}

.................................................................................................................

چهارشنبه هم زندایی مامان پریسا از کربلا و سوریه اومدن و همه شام دعوت بودیم و دل آرا خانم با کلی سوغات لذتشو برد {#emotions_dlg.e46}

..................................................................................................................

پنجشنبه هم با مادر جون رفتیم سینما فیلم پوپک و مش ماشااله و عصر هم کمی پیاده روی کردیم و اومدیم خونه {#emotions_dlg.e1}

...................................................................................................................

مدرسه تا ٢٧ اردیبشهته و برنامه برای تابستونش هم همون کلاسهایی که تو طول سال می رفته وهیچ چیز دیگه ای اضافه نکردیم و فقط استخر دریاکناره که اونم تفریحه کلاس نیست {#emotions_dlg.e51}

.................................................................................................................

ملودی جون جیگر عمه الان یه ٣ روزیه که تب ویروسی همراه با گلودرد گرفته و کلی نگرانشم و امیدوارم دختر آرروم و ناز عمه زودتر خوب بشه{#emotions_dlg.e10} {#emotions_dlg.e11}

[ ۱۳۸٩/٢/۱٩ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]

روز چهارشنبه دخملیهای وروجک رو بردن اردو و کلی به همه خوش گذشته بود و با شادی برگشتن خونه {#emotions_dlg.e51} بچه ها رو برده بودن کنار دریا ماسه بازی و پارک و ناهار هم رفتن رستوران و کلی هم اونجا آتیش سوزوندن {#emotions_dlg.e49} و از ساعت ٨ صبح تا ٢ بعد از ظهر لذت بردن {#emotions_dlg.e1}

.......................................................................................................................

طبق نوشته پست قبلی که موضوع تولد رو گفته بودم روز ۵ شنبه تولد خانمی رو حدودا ٢ ماه زودتر گرفتیم و اول فکر می کردم مختصر باشه ولی کم کم با ٣۵ نفر مهمون و یعنی ٢۵ نفر از همکلاسیهای دل آرا و ۵ تا هم دوستهای مهدکودکیش که تو مدرسه دل آرا نیستن و مادر جون و زن دایی معصوم برگزار شد و  تولد فوق العاده ای هم شد خندهو منم به تنهایی چون بابا خیلی تواین هفته مشغول کار بود و نمیتونست کمکی کنه {#emotions_dlg.e10}{#emotions_dlg.e10} و کلی خسته شده بودم و خیلی با دیدن شادی دل آرا و دوستهاش خستگیم  رفت  بغل

 امروز یه تصمیمی با بابا محمد گرفتیم و اون هم اینه که تولد تیرماه رو خیلی خانوادگی و مختصر بگیریم چون برای اردیبهشت مفصل بود و مهم این بود که دل آرا با دوستهاش لذت ببره ماچ و برای تیرماه با عمه ها و نسیمه جون اینها باشیم قلب

.................................................................................................................

 لباس دل آرا از نمای روبرو لبخند

پارمین و ترگل و دل آرا ونیکو و آناهید بغل

مادر جون و دل آرا  قلب

ترگل و آناهید و پارمین و کیانا و نیکو و پریا  و نیکیتاو سارا و پارمین و جیگر عمهبغل

پارمین و ترگل و دل آرا و ملینا ماچ

کیانا و نیکیتا و پارمین و ترگل و دل آرا و صنم  بغل

سارا و ترگل و پارمین و سویلن و دل آرا و پریا  بغل

کیانا و آناهید و پارمین و سودا و دل آرا و ترگل لبخند

نماینده های کلاس دل آرا (کلاس چهارم)که خیلی دوستش دارن یگانه و کیمیا ماچ

کیانا و دل آرا و لیانا  بغل

[ ۱۳۸٩/٢/۱٠ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]

ونداد جون تولدت مبارک {#emotions_dlg.e11}


این هفته هم مثل هفته قبل زیبای مامان تولد دعوت بود و کلی هم از این موضوع شاد و خوشحال بود چون تولد یکی از دوستهای خوب مهد کودکیش ونداد جون بود ماچ

..................................................................................................................

این هفته تماما درگیر مهمونی و عید دیدنی بودیمخجالت شب سه شنبه طبق قرار قبلی که با دوست عزیزمون مجتبی جون گذاشته بودیم رفتیم دریا کنار و کلی بهمون خوش گذشت و دل آرا خانم هم از فضای ویلا لذت برد و نقاشیهای خوشگلی هم کشیده که بعدا براتون میذارم لبخند

.................................................................................................................

چون دخملی مامان آخر اردیبهشت تعطیل میشه و پیدا کردن دوستهاش برای دعوت به تولد مشکله قراره یه تولد با دوستهاش برای 9 اردیبهشت بگیریم و تولد اصلیش هم که با بزرگترهاست برای 4 تیر ماه بگیریم که از این بابت خانمی خیلی خوشحالههورا

..................................................................................................................

 

[ ۱۳۸٩/٢/٢ ] [ ٩:٢٢ ‎ق.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

من دل آرا عشق و دلبر مامان پریسا و بابایی مهربونم هستم و 8تیر سال 1383 ساعت 14:35 بیمارستان مهرگان بدنیا اومدم و از خانم دکتر سمیعی هم که خیلی دوستش دارم تشکر میکنم.
امکانات وب