دل آرا بهار زندگی
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

اولین هفته ماه رمضان هم گذشت و کل این هفته رو با دل آرا بعد از افطار ساعت ١٠ شب با هم میریم بیرون و پیاده روی و یه سری هم پارک میریم و کلی بازی میکنه و بعد هم میایم خونه لبخند

...................................................................................................................

کارهای شبانه دل آرا هم خیلی جالبه اونم اینه که شب پا میشه می ره یه نقاشی می کشه ومطالب  عشقولانه می نویسه مامان خیلی دوست دارم بغل یا بابا می بوسمت ماچمی ذاره رو در یخچال و ماهم کلی ذوق زده میشیم خنده مصرف کاغذ کادو هم کلی تو خونه بالا رفته و هرچی که دستش میاد رو کادو میکنه و به ما میده بغل

....................................................................................................................

روز سه شنبه هم با دل آرا رفتیم سینما فیلم لج و لجبازی و کلی مادر و دختر باهم خوش گذروندیم لبخند

....................................................................................................................

۵ شنبه شب هم شام خونه مادرجون بودیم و کلی دل آرا و ملودی آتیش سوزوندن قهقهه

ملودی جون هم جمعه یازده ماهگیش تموم میشه و وروجک خانم میره تو ١٢ ماهگی بغل

....................................................................................................................

با مشاوره مدرسه دل آرا در رابطه با دل آرا که صحبت داشتم و چون دل آرا خیلی وروجک بازی در میاره تصمیم بر این شد که خانم با شطرنج تمرکزش بالا بره لبخند به خاطر همین امروز خانمی رو بردم هیات شطرنج و ثبت نامش کردم ١٠ روز دیگه هم کلاسش شروع میشه لبخند

....................................................................................................................

تا ٢ هفته قبل دل آرا شدیدا با ماشینهاش مشغول بازی می شد ولی الان مدتیه که با عروسکهاش مشغوله و کلی احساس مادرانه بهشون داره و توقع همین رو هم از من داره چشمک مثلا بعد از کلاس میاد و میگه مامان کیانا گریه نکرد ؟ مامان بنفشه خیس کرده ؟ عوضش کردی ؟ ببخشید اگر کلاس نداشتم مزاحمتون نمی شدم خجالت

دل آرا و کیانا بغل

[ ۱۳۸٩/٥/٢٩ ] [ ۱:٥٩ ‎ق.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]

توی این روزهای گرم که اکثر ساعت روز رو در کنار دختر گلم هستم یه برنامه گذاشتیم که تا اونجا که میتونیم تو خونه با هم خوش بگذرونیم لبخند صبح که خانمی بیدار میشه با ( به قول خودش ) بچه هاش مریم و ملودی می رن دست و صورتشونو می شورن و صرف صبحانه بعد هم باهم پازل درست میکنیم و یه کاردستی و بعدش هم تن تن کارتون و کمک دخملی به مامان برای ناهار درست کردن بغل چون خودش خیلی علاقه به آشپزی داره و دوست داره که کمک کنه ماچ و بعد هم دوباره پازل و منتظر بابا محمد که ساعت ٣ بیاد هورا

........................................................................................................................

کلاس رقص دل آرا هم از شنبه شروع میشه و خیلی خوبه چون هم براش یه ورزشه و هم خودش خیلی رقص رو دوست داره لبخند

......................................................................................................................

خانمی تصمیمشو برای انتخاب ساز موسیقی عوض شده و بعد از کنسرت خیلی علاقمند پیانو شده و دوست داره حتما همین ساز رو یاد بگیره و منم برای روز یکشنبه قرار گذاشتم ثبت نامش کنم لبخند

....................................................................................................................

لباس مدرسه خانمی هم آماده شده و امروز هم باید بریم بگیریم لبخند خودش داره روزشماری میکنه تا مدرسه باز بشه و تمام دوستهاشو ببینه قلب

...................................................................................................................

برنامه هرشب ماه رمضان  ما هم اینه که ساعت ١٠ شب با دخملی و گاهی هم با مادر جون پیاده روی میکنیم و دل آرا هم با دوچرخه میاد و کلی هم راه می ریم و لذت می بریم لبخند دیشب هم با بابا محمد شروع کردیم و حدود ساعت ١٢ اومدیم خونه چشمک

واقعا لذت بخشه چون تا سحر خیابونها شلوغه  و تمام بازار هم بازه و انگار کسی خواب نداره لبخند بعضی شبها هم می ریم خونه دایی پیام و دل آرا و ملودی هم کلی با هم بازی می کنندقهقهه

 

 

[ ۱۳۸٩/٥/٢٢ ] [ ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]

روز ۵ شنبه حاصل کار یکساله دختر گلم تو یه کنسرت یکساعته معلوم شده و فهمیدم که واقعا به موسیقی علاقمنده و قراره به طور کامل هم تنبک رو یاد بگیره لبخند

قبل از شروع برنامه دل آرا رو حدود ساعت ٣:١۵ بردم تا با بچه ها آماده باشه و اینقدر ذوق و شوق داشت و اعتماد به نفس بالا که وقتی برنامشون شروع شد هیچ اضطرابی هم نداشت بغل مادر جون هم ساعت ۴ اومد و دل آرا وقتی برنامشون شروع شد اول داشت با چشمهاش دنبال من و مادر جونش میگشت ماچ

برنامه ساعت ۶ هم تموم شد و با هم رفتیم خونه مادر جون هورا

 

......................................................................................................................

باربد جون تولدت مبارک ماچ

روز جمعه هم تولد باربد دوست کلاس موسیقی خانمی بود با نیکی و ایلیا و کلی از بچه های دیگه دعوت بودن و از ساعت ۶ تا ١١ شب هم اونجا بودیم و به بچه ها خیلی خوش گذشت قهقههلبخند

دل آرا و نیکی جون بغل

از سمت راست :المیرا .علی .نیکی .کیارش .آرمین.فواد. پویا .کیان . باربد.محمد .ایلیاو دل آرا

...................................................................................................................

پ . ن : این بار هم برای یه موفقیت دیگه دخترم تنها برای تشویقش رفتم تشویقو جای همسر گرامی خالی بودافسوس و طبق معمول باز هم کار داشت سوال امیدوارم این کار داشتنها متعادل بشه قلب البته من دیگه عادت کردم و اگه یه روز با جناب آقای پدر  بریم بیرون تعجب میکنم ناراحت

[ ۱۳۸٩/٥/۱٦ ] [ ۳:٠۸ ‎ب.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]

سه شنبه هفته قبل با دل آرا جون وقرار گذاشتیم که با هم بریم سینما فیلم افراطی ها و با هم خوش بگذرونیم که مامان صنم تماس گرفت و طی صحبتی که با هم داشتیم متوجه شدم صنم هم تنهاست و  منم باهاش قرار گذاشتم تا با ما بیاد سینما هورا  یه عصر  خیلی خوبی رو با هم داشتیم و بچه ها هم کلی لذت بردن لبخند

......................................................................................................................

روزهای دوشنبه و چهارشنبه هم برای تمرین کنسرت  گذاشتن و امروز هم خانمی رفته برای تمرین و امیدوارم روز ۵ شنبه که روز اجرای کنسرته موفق باشهقلب

روز ۵ شنبه ساعت ۴ تا ۶ کنسرت دارن بغل

.....................................................................................................................

دیشب هم که با مادرجون شام خونه دایی پیام بودیم و دل آرا کلی با ملودی عشق عمه بازی کرد و کلی هم رقصیدن ماچ

امروز هم با تهمینه جون و هانا رفتیم استخر هورانسبت به روزهای دیگه استخر خلوت و آب بسیار تمیزو و یه آرامش خوبی داشت بغل

قراره بچه ها رو ببریم اونجا برای آموزش شنا چون هم فضای بازیه و هم کلر نداره و آب فیلتر شده دریاست متفکر ولی تنها سختیش رفت و آمده که باید باهم هماهنگ باشیم لبخند دل آرا هم کاملا برنزه شده و خودش خیلی از رنگ پوستش خوشش میاد از خود راضی

....................................................................................................................

 

 

[ ۱۳۸٩/٥/۱۱ ] [ ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]

سودا  جون تولدت مبارک ماچ

روز شنبه تولد سودا جون همکلاسی فعلی و هم مهدی دختر گل مامان تو مهد کودک آفرینش بوده و دل آرا یه علاقه خاصی بهش داره بود و خانمی مجدد پاشو تو یه کفش کرد که من میخوام برای تولد سودا همون پیراهن سرمه ای روبپو شم و از من  مخالفت وبود و از خانم اصرار کردن ناراحت و بالاخره با وساطت بابا محمد که گفت بذار هر چی دوست داره بپوشه تا خودش خسته بشه و ببینه هر عکسی که داره با همون یه پیراهنه  منم راضی شدم عصبانی

.....................................................................................................................

صنم جون تولدن مبارک بغل

بالاخره ما تونستیم صوفی کوچولو رو روز یکشنبه به بهانه تولد صنم جون ببینیم و دل آرا که اصلا دلش نمیومد از تو اتاق بچه بیاد بیرون ولی با دیدن دوستهای مهد و مدرسه راضی شد بیاد توی جشن و کلی هم برقصه و یه سر کوچولو هم به صوفی بزنه لبخند

اینم وروجکهای شیطون که کلی آتیش سوزوندن لبخند

دل آرا و نیکوی وروجک و رستا و پانیا ماچ

................................................................................................................

پنجشنبه قبل هم به همراه مادر جون و تهمینه و هانا رفتیم استخر و بچه ها هم کلی شادمانی کردن و قرار هم شده تو ایام ماه رمضان هم شب ببریمشون استخر هورا

..................................................................................................................

۵ شنبه این هفته دومین سالگرد پدر بزرگمهناراحت و همه دور هم جمع میشیم و سر مزار و منزل عزیز جون  هستیمبغل

 

[ ۱۳۸٩/٥/٥ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

من دل آرا عشق و دلبر مامان پریسا و بابایی مهربونم هستم و 8تیر سال 1383 ساعت 14:35 بیمارستان مهرگان بدنیا اومدم و از خانم دکتر سمیعی هم که خیلی دوستش دارم تشکر میکنم.
امکانات وب