دل آرا بهار زندگی
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

از اول هفته که تیزرهای تبلیغاتی خاله شادونه  پخش شد خانمی کلی شاد بود و برای روز 4 شنبه روز شماری می کرد و بالاخره با هم رفتیم و خانمی خیلی شاد بود و از این برنامه خیلی استقبال کرد و به حق بسیار منظم و سر ساعت برنامه اجرا شد و مثل برنامه قبل که فتیله ها اومده بودن و ساعت 9 اجرا داشتند و ساعت 10:30 عجله ای برنامه رو اجرا کردند و کلی کلافه شده بودیم نبود  و خاله شادونه خیلی برنامه خوبی داشت و شب خوشی رو با دل آرا گذروندیملبخند

...................................................................................................................... سه شنبه شب هم مسعود جون پسر عمه دل آرا هم که مهمان ما بود و دخملی کلی به پسر عمه تقاضای عکس گرفتن و  وروجک بازی می کرد و کلا خانم شب پر شر و شوری رو گذروندقهقهه

.....................................................................................................................

کل کمک درسیهای گاج رو براش گرفتیم و کانون هم رسما ثبت نام کردیم و از 10 مهر کلاسهاش شروع میشه و برنامه بعدی هم کلاسهای عملی علوم و ریاضی در بنیاد علمیهست و ثبت نام کردیم تا با شروع مدرسه به این کلاسها بره لبخند

....................................................................................................................

5 شنبه شب هم عمه مریم و عمو مهدی و عمه مهین و دختر عموی گل خانمی نازنین جون و زنعموی مهربون خانمی اومده بودند پیشمون و توی همون مدت کم نازنین و دل  آرا کلی با هم بازی کردند و خاطره خوبی برای دل آرا باقی موند البته عمه مریم شب پیشمون موند و فردا با عمو اینها قرارگذاشتند و رفتند تهرانبغل

.....................................................................................................................

امروز هم با مادر جون رفتیم سینما ورود زنده ها ممنوع که بد نبود و بعد هم رفتیم یه گشتی توی مرکز خرید زدیم و خرید کوچولو کردیم و اومدیم خونه تا خانم فیلم ستایش رو ببینه بغل

....................................................................................................................

....................................................................................................................

دایی پیام جونم تولدت مبارک بغل

امروز روز تولد دایی بزرگ دل آرا خانم بود و امشب در کنار خانواده گرم کوچولوی دایی پیام  شب خوبی رو گذروندیم و دل آرا و ملودی کلی آتیش سوزوندن البته این آتیش سوزوندن کمی فرق داشت اونهم به خاطر اینکه بعد حدود 2 ماه همدیگه رو دیدن و شادمانیشون مضاعف بود قهقههبغل

[ ۱۳٩٠/٦/۱۸ ] [ ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]

از روز 5شنبه هوا کلی خنک شد و بارون هم که می باره و روزهای خوبی رو پشت سر می ذاریم هوراالبته انگاراین هوا با روحیه من که این روزها بد جوری داغونه سر سازگاری داره و کلی توی بارون راه میرم و فکر میکنم که چرا بعضی از مردم اینقدر قدر نشناسن و تو با نیت مثبت و بی آلایش با اونها در ارتباطی و اونها به خاطر مشکلات خودشون دیگران رو متهم می کنند متفکردوست دارم از این به بعد با افرادی که هر چی هم با محبت با هاشون رفتار کردم آخرش اینه که برام به وجود اومده رابطه ای نداشته باشم حتی اگه فامیل نزدیک باشه لبخندهیچ وقت دوست نداشتم بنویسم ولی خیلی دلم پر بود و دوست داشتم حداقل دخترم بدونه و بتونه خودش زیاد احساسی برخورد نکنه بغل

......................................................................................................................

روزهای خوب خدا هم داره می گذره و این هفته هم هفته آخر ماه رمضان هست و انشااله طاعات و عبادتهای همه عزیزان قبول باشه بغلعید فطر هم پیشاپیش مبارک باشه قلب

....................................................................................................................

[ ۱۳٩٠/٦/٦ ] [ ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

من دل آرا عشق و دلبر مامان پریسا و بابایی مهربونم هستم و 8تیر سال 1383 ساعت 14:35 بیمارستان مهرگان بدنیا اومدم و از خانم دکتر سمیعی هم که خیلی دوستش دارم تشکر میکنم.
امکانات وب