دل آرا بهار زندگی
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

امسال هم یک جلسه 3 نفره با هم گرفتیم و خانمی هم نظر به این داشت که حتما به کلاس شنا بره و به قول خودش با دوستهاش هم قرار گذاشته و گروه دالتونهای مهد کودک با هم توی کلاس هستند و خدا به داد مربی شنا برسه کلافهالبته در کنار شنا هم کلاس نقاشی رفته و اونجا هم با صنم و کیانا هستند و خیلی براش لذت بخش بوده لبخند امروز اولین جلسه شنا بوده و به محض اومدن به خونه چنان گرسنش بود و خوابش می اومد که معلوم نشود کی ناهار خورد و کی خوابیدتعجب معلومه خیلی فعالیت داشته و بهش خوش گذشته و خدا رو شکر خیلی عالیه لبخند

..........................................................................................................................

روزهایی که کلاس هم نداره با سارا و سارینا همسایه روبرو مشغول بازی میشه و به قولی صبحهاش پر میشه لبخند

.....................................................................................................................

برنامه تولد دخملی هم کنسل شد و چون هم تعمیرات منزل داریم و کلی کار و بهتره قبل از گرم شدن بیشتر هوا باشه و تو دل دل آرا هم نمی مونه و چون با دوستهاش هم یک تولد داشته اعتراضی توش نبودهماچ قربون دختر گلم که درک میکنهقلببغل

......................................................................................................................

خانمی برامون قانون گذاشته و برای ورود به اتاقش باید حتما در بزنیم و سرو صدا نکنیم و مهمونها برای خودشو ن چادر بیارن و توی اتاقش نرن تعجب روی پشت بام هوا خنکه و چادر بزنن خجالتو کلی ........

.....................................................................................................................

دختر گلم شبها ظرفهای شام رو هم می شوره و کلی هم سینک رو تمیز میکنه و خشک که شد آشپزخونه رو هم مرتب میکنه اینه دیگه برنامه شبهای تابستون چشمک

قراره هفته ای یکبار هم به همراه بابا محمد ناهار درست کنند و منم به کارهای نت هم برسم هورا

......................................................................................................................

 

اساسنامه دل آرا  خجالت

 

[ ۱۳٩٠/۳/۱٦ ] [ ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

من دل آرا عشق و دلبر مامان پریسا و بابایی مهربونم هستم و 8تیر سال 1383 ساعت 14:35 بیمارستان مهرگان بدنیا اومدم و از خانم دکتر سمیعی هم که خیلی دوستش دارم تشکر میکنم.
امکانات وب