دل آرا بهار زندگی
 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

مامان دل آرا : روز اول شهریور 1384 که تو مصاحبه یه شرکت کامپیوتری پذیرفته شدم و طبق تحقیقاتی که از قبل برای مهد دخمل گلمون کرده بودم  خانمی رو روز 12 شهریور تو سن یکسال و دوماهگی بردیم مهد کودک ماچ یادم میاد روز اول که تقریبا 4 دست و پا میرفت و مدیر مهد خانم سبحانی میگفت اجازه بدید بچه از آغوشتون رها بشه و بازی کنه و یاد خاله منیژه مربی مهربونت می افتم که خیلی باهات عاشقانه بازی میکرد و تو تنها کودک این سنی بودی چون مهد زیر دوسال رو قبول نمیکرد و من از خدا میخواستم که بتونی بمونی قلب از 5 دقیقه شروع شد و 10 دقیقه و بعد هم که میگفتن شما باشید بیرون برای 20 دقیقه که ای وای صدای گریه هات در میومد و من و زندایی معصوم بیرون بودیم کلی هم غصه میخوردیم ناراحتولی خانم سبحانی که یه خانم با تجربه هست میگفت نگران نباشید میتونه بمونهلبخندمن تو رو سپرده بودم به اونها چون به کارشون ایمان داشتمبغلسال اول مهدت خاله منیژه ازدواج کرد به جاش یه خاله مهربون به نام سارا اومد وشد مربیت و کلی به تو محبت میکرد سال دوم خاله فاطی مهربون بود سال سوم هم خاله نازی و رقیه مربیت بودن و سال چهارم هم خاله محجوبه بودنرگس جون و خاله عزاله .خاله عاطفه و همه برای دختر گلمون زحمت کشیدن .خانم فتحی مربی سفال و نقاشی .خانم قریشی مربی زبان و خاله مرجان مربی ژیمناستیک و خانم قلی پور مدیر داخلی مهد از همشون تشکر میکنم بغل

انگار که بخوای از وطنت دل بکنی  منم همینطوری شدم و این محبت و عادتی که بهشون کردم باورم نمیشه ناراحت امروز که بابا محمد گفت دل آرا با خاله ها خداحافظی کرد خودم گریم گرفت حالا قراره روز سه شنبه که روز شکوفه هاست بعد از مدرسه با هم بریم مهد و خاله ها خانمی رو با لباس مدرسه ببیننلبخند

با آرزوی روزهای خوش و سلامت برای تمام عزیزانی که در پرورش دل آرا به ما کمک کردندماچ

[ ۱۳۸۸/٦/٢٧ ] [ ٢:۳۸ ‎ق.ظ ] [ پریسا-مامان دل آرا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

من دل آرا عشق و دلبر مامان پریسا و بابایی مهربونم هستم و 8تیر سال 1383 ساعت 14:35 بیمارستان مهرگان بدنیا اومدم و از خانم دکتر سمیعی هم که خیلی دوستش دارم تشکر میکنم.
امکانات وب