فرشته کوچولو

شنبه شب حول و حوش ساعت ١٠:٣٠ بود که دایی پیام تماس گرفت و گفت که زندایی معصوم حالش بد شده و دارن میرن بیمارستان و این دختر دایی وروجکون ١۵ روز زودتر میخوان تشریف بیارن و مامان پریسا  و مادر جون و دایی پیمان رفتن بیمارستان و ساعت٣:٣٠صبح اومدن انگار خبری نبود و ساعت ۵:٢٠ دقیقه صبح ملودی خانم با نوای زیبای گریه به دنیا اومد هوراهورا فرشته کوچولوی زیبا هم به دنیا اومده فرشتهفرشته

صبح هم با مامان رفتیم و مامانم ملودی جون رو دید که یه دخمل کپل و مپل با لپهای قلمبهبغلای جون دلمی ماچ

پ.ن : در پی متولد شدن برادرزاده عزیز مراسم حسودی کنان در این خانه براه است و کلی قربون صدقه رفتن برای این خانم لبخند به خاطر همین امشب دخمل زیبا رو بردم شهربازی و ٣ ساعت آتیش سوزوند خیالش راحت شد.شب قبل که برای زن دایی معصوم خانمی رفته بودم تا ساعت ٣ صبح بیدار بودمژه

٢ پ.ن : روز ٣ شنبه بعد از رفتن خانمی به مدرسه ما به تهران حرکت میکنیم یه ٣ روزی هستیم وتا دخملی از روز شنبه رسما به مدرسه بره چشمک

/ 2 نظر / 6 بازدید
مامان دیبا و پرند

سلام دوستم قدم نی نی مبار ک باشه. کلی با هم دوست میشن این دوتا خانم گل. این حسادتها گذراست. [قلب]

مامان آرتا-نسیمه

[هورا][هورا][هورا][هورا][دست][هورا][هورا] عمه خانم چشمتون روشن.به به به به خیلی مبارکا باشه