دلبرک مهربون من

این روزها عاشقانه ترین مهر رو نسبت به دل آرا دارم و نمی دونم چرا اینقدر نسبت این خانمی احساساتی شدم و کمی هم خودم نگران میشم ولی هر روز از خدا تشکر میکنم که که یک چنین محبتی رو به من داشته لبخند

 روز  شنبه قبل با دخملی زیر بارون پاییزی قدم زدیم و رفتیم سینما فیلم نیش و زنبور  و اتفاقی شیرین جون مامان  ونداد  و ونداد رو دیدم و این دوتا وروجکها چنان آتیشی سوزوندن قهقهه

دیشب هم تو یه مهمونی بزرگ در تالار باغ رز تمام خانمهایی که کلاس مادران امروز شرکت داشتن با خانواده دعوت بودن و طبق معمول همسر مهربان نتونستن بیان و من و دل آرا و همراه با صنم و مامانش رفتیم و شب بسیار خوبی بود  لبخند

/ 7 نظر / 24 بازدید
جلیلی

سلام تنها مادرانی که آیین مادری را می آموزند مثل شما می توانند برای نگرانی هاشون راه حل مناسب پیدا کنند.

مریم

اااااااااااای ی ی ی ی جان ... چقدر این دخملی بزرگ و ملووووس شده... وای چقدر وقت بود که فرست نکرده بودم بیام یه سری به وبلاگ دخملی بزنم... از خودم خجالت کشیدم[ناراحت] همیشه شاد باشی عزیز دلم

مامان پارسا

خانم شده دیگه دختر گلت بایدم حس جدیدی بهش داشته باشی [ماچ][قلب]

سوری مامان عسل

سلام خانومی. پریسا جون خیلی از کامنتت خوشحال شدم چون خیلی وقت بود پیشتون نیومده بودم و از شما هم خبری نبود تو کامنت های ما. آخه وبلاگ شما واسه ما فیلتر شده بود انگار چون باز نمیشد اما خیلی خوشحال شدم که قالب وبلاگت رو عوض کردی شاید بخاطر این بود. این دخملی ناز و دل آرای منو هزارتا ببوس [ماچ][بغل]

هستی

داشتن همچین عروسک نازی معلوم حس خاصی به ادم میده خدا حفظش کنه محکم ببوسش بوس