دختر حسود مامان

مدتی بود که  روزهایی که قرار بود ملودی کوچولو بره خونه مادر جون دل آرا رو نمی بردم اونهم به خاطر حساسیتی که براش به وجود اومده بود و لکنتش هم باز شروع شده بود و با مشاوره فهمیدم نباید این خانم رو ببرم و خودم هم خیلی دلم تنگ شده بود برای این برادرزاده وروجک جیغ جیغو ناراحت تا اینکه به طور خیلی اتفاقی دایی پیام یادش رفته بود و تلفنی به دل آرا گفت که ما امشب خونه مادر جونیم و این خانم هم شاد شد و با یه شوقی گفت مامان امشب ملودی میاد خونه مادر جون و منم که نمیتونستم هیچ بهونه ای برای نرفتن بیارم یه خاطر اینکه تا 10 دقیقه قبلش بهش گفته بودم که آفرین دختر تمام تکالیفتو انجام دادی و میتونیم بریم خونه مادر جون در یک عمل انجام شده رفتیملبخند 

خانم به محض رسیدن با یه کلکی مادر جون رو برد تو اتاق دایی پویان و در رو هم بست و گفت امشب فقط من با ملودی هستم و شما باید اونجا باشی از خود راضی 

یا اینکه اگر می دید کسی ملودی رو نازش می داد و قربون و صدقه می رفت چسب نواری می آورد روی دهنش می زد نگران مادر جون یه دست لباس خوشگل برای ملودی بافت و قراره برای عروسک دل آرا بنا بر سفارش خانم ببافههورا

عزیز دل عمه چه ناز خوابیده  {#emotions_dlg.e38}

ای جونم  بغلوقتی بیداره شبیه پسرها میشه چشمک

اینم دخمل هنر مند مامان ماچ

/ 7 نظر / 7 بازدید
هستی

ای جونم این ملودی خانوم چگده نازه البنته نه به نازی دل ارای خاله قربون هنرمندیت خاله جونی [ماچ][ماچ]

هستی

اول شدم ؟؟ ایول اوللللللل

مامان پارسا

الهییی چه کوچولوی نازی.... مبارک باشه [گل] دل ارای ما هم حسابی هنرمند شده ها [چشمک][ماچ]

هستی

ما از این گل دختر اپ جدید میخوایم مامان جون بوسسسسسسسسسس

مامان آرتا.نسیمه

ای جونم این دخملی چقدر شبیه دل آرا جون ماست.چشمااش خیلی شبیه [بغل][ماچ]