روزهای خنک تابستونی

از دوشنبه شب تا امروز هوا کاملا پاییزی شده و همراه با بارون ریز که جاتون خالی بعد از این همه گرما و شرجی بودن هوا چقدر هم می چسبه لبخند فعلا کولر ها دارن استراحت میکنن شاید هم از بس هزینه برقها بالا رفته و قبض برق اومد و خواست ما رو از شوک در بیاره کلافهتعجب

خدا کنه روزی که عمه مهین اینها میان هوا اینطوری باشه تا اونها هم از این هوای خنک لذت ببرنقلب

روز سه شنبه قراره عمه مهین و عمو مهدی با هم بیان پیشمون و دل آرا هم طبق معمول چشم انتظارشونه بغلچون عمو مهدی رو سالی یکبار میبینه و خیلی هم دوستش داره ماچ

...............................................................................................................

پ . ن : امروز صبح دایی پیام صبح برای دوچرخه سواری به قول خودش ورزش رفته بود بیرون و یهو یه اتوبوس ولوو اصلا متوجه خط عبور دوچرخه و موتور نشد و از پشت زد بهش و انگار یه نفر اینو نگهش داشته باشه ضربهای به سرش وارد نشدو  الحمداله فقط ضربدیدگی روی پاهاش افتاد و هیچ شکستگی هم به وجود نیومد قلب ولی این آقای لوث اول به مامانم میگه و اونم که حالش معلوم چنان قلب دردی گرفته که تا شب هنوز نتونسته خودشو نگه داره ناراحت

امان از دست این پسرهای مامان دوست چشمک

/ 6 نظر / 6 بازدید
مامان آرتا.نسیمه

ای جونم.چه نقاشی با احساسی. به به تولد ملودی جونم نزدیکه.عمه جون یه سالگیش داره مبارک میشه ها[بغل][هورا]

سپیده عمه آریانا

ما هم دعا میکنیم هوا خنک بمونه. انشااله که با مهمونها حسابی خوش باشید و خوش بگذرونید. دل آرای نازم رو ببوسید.[ماچ][بغل][قلب][گل]

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم روزهای خوبی در کنار عزیزانتون داشته باشین. خدا رو شکر که برای دایی جون اتفاق بدی نیفتاد.[قلب]

هاله مامان ارشیا

انشالله همیشه شاد و خوش باشین عزیزم[بغل] رمز رو خصوصی میزارم برات[چشمک]